محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
315
رشحات البحار ( فارسى )
صفت ، بيانى براى لازمه وجود است . همچنانكه در حكمت عاليه ( متعاليه ) به تبع حكمت الهيه گفته شده است : « لذاتى لا يتخلف و لا يختلف » « 1 » . بهعلاوه ، از آنجايى كه لازم شىء اثباتا قابل جعل تاليفى نيست - زيرا مناط جعل تاليفى فقر و نياز است . درحالىكه لزوم ، مناط بىنيازى است - . ازاينرو خداوند متعال فرموده است : « فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » و نفرموده است : « فطر الناس معها » تا به اين صورت نمايان سازد كه فطرت از لوازم وجود است . بهعلاوه لازم شىء نفيا نيز قابل جعل تاليفى نيست . اين است كه خداوند متعال فرموده است : « لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ » . خلاصه ، جعل لوازم وجود ، پس از جعل وجود ، معنايى ندارد ؛ مگر به صورت تبعى ، نه اثباتى يا نفىاى . در اين مسئله تدبر شود . مطلب چهارم : ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ بايد دانست كه پس از اطلاع از عدم مجعوليت فطرت - مگر به صورت تبعى - و اينكه ان ( فطرت ) امرى ذاتى است و « لا يختلف و لا يتخلف » ، ازاينرو مجالى براى تصرف وهم و خيال در ان نيست ؛ زيرا كتاب ذات ما با دست خداوند متعال نوشته شده است . چنانكه فرمود : ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ « 2 » چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوق كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى ؟ ! آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى ؟ ( برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود ) بهعلاوه كتاب ذات ما ، با كتاب ذات حق مطابقت دارد ؛ زيرا هر دو در مورد لوازم وجود ، اتفاق دارند . اين است كه [ پيامبر ( ص ) ] فرمود : خلق اللّه آدم على صورته « 3 »
--> ( 1 ) . درباره توضيح اين قاعده ، رك : ابراهيمى دينانى ، غلامحسين : همان ، ج 1 ، صص 266 - 270 . ( 2 ) . ص ( 38 ) : 75 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 11 ، ص 111 .